
بارون درخت نشین
«هنوز فکر می کنم
روزی کسی از پله ها می آید
تادر را بر پاشنه فردا بچرخاند
و مشتی آسمان پشت پرده بگذارد
و دبگر فرقی نخواهد کرد
تلفن زنگ بزند یا نه
از آسمان صدای خواب گنجشکان
و از دست های بی چتر صدای دریا می آید»
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۱/۰۱ ساعت 13:43 توسط ReMo
|