رضا رحیمی پرید رفت هوا
"سلام رضا از رضا اگر خبری داری پرید رفت هوا ی ترا دارم پر از اسب تو پیست قبلی نه اون یکی قبلی تر از این هی نوشتم یک صفحه دوان دوان دیسکانت رفت تو هوا حالم گرفته شد بی خیال جان تو دمق بی سیگارم با اون عکس دلش رو برده بود می گفت هم ترمی اون بوده و خونه اتفاقی توی کوچه ما میخواست بیشتر آشنا بشه شبی از شب های زمستان دروازه شیراز بی اتوبوسی کشیدیم و تن به هر جه که بیاید و من که حاضرم پیاده برم ولی توی بوفه اون نشست و قرار مون شد فردا و بعد از یک ساعت ما بین ایزد خواست و آباده راه بندون و از دور لاستیک آتیش زده بودند که کانتینر افتاده بود از کفی روی یه چیزی که می گفتند اتوبوسه رسیدیم و از اون خبری نشد بر گشتم دیگه هم خونه ی قوطی کنسرو شده بود برای ذوب آهن بسه دیگه نه خسته می شی و کلی ناسزا بی نوا که منم زل زده به اون عکس "
شنبه 4 خرداد1387 ساعت: 1:45 توسط احتمالا رضا رحیمی